السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
67
تفسير الميزان ( فارسي )
خبر دادن از پر شدن آسمان از حارسان است ، با اينكه قبلا بعضى از نقاطش خالى بوده ، و همچنين اينكه جمله * ( « فَمَنْ يَسْتَمِعِ . . . » ) * را مقيد كرد به قيد « الان » ، خود دليل بر اين است كه امر جديدى در باره رجم جن رخ داده ، و آن امر جديد اين است كه جنيان را از تمامى نقاط رحم مىكنند ، و از به گوش نشستن آنان به طور مطلق جلوگيرى مىشود ، در حالى كه قبلا اينطور نبوده ، و آنها مىتوانستهاند در بعضى از نقاط استراق سمع كنند ، و كسى جلوگيرى ننمايد ، و اين مقدار براى اثبات ادعاى مدعى كافى است . و بايد اين را هم متوجه بود كه مفاد آيه رخ دادن رجم جن به وسيله شهاب رصد است ، نه پيدايش اصل شهاب آسمانى ، پس اين اشكال وارد نيست كه كسى بگويد شهابها قبل از زمان رسول خدا ( ص ) و نزول قرآن هم بودند ، چون آنچه از قرآن استفاده مىشود اين است كه در عهد رسول خدا ( ص ) اين حادثه رخ داد ، كه شيطانها به وسيله شهاب رجم شدند ، و قرآن در هيچ موردى متعرض اصل شهابها نشده ، و ما در اول سوره صافات هم مطالبى مربوط به اين بحث ايراد كرديم . * ( « وَأَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً » ) * . كلمه « رشد » با - دو فتحه - و كلمه « رشد » - با ضمه راء و سكون شين - به معناى رسيدن به واقع است ، بر خلاف كلمه « غى » كه به معناى خلاف آن است ، و نكره آوردن « رشدا » براى اين است كه بفهماند خداى تعالى نوع خاصى از رشد براى آنان خواسته . و اينكه جنيان گفتند ما نمىدانيم آيا خداى تعالى شر اهل زمين را خواسته يا رشد آنان را ، براى جهل و تحيرى است كه نسبت به مساله رجم و جلوگيرى از اطلاع يافتن شيطانها از اخبار آسمانى داشتهاند ، چيزى كه هست اين مقدار را فهميده بودند كه اين حادثه كه در آسمان رخ داده ، مربوط به اهل زمين است ، حال يا براى خير آنان است و يا شر آنان ، اگر خداى تعالى از پديد آوردن اين حادثه خير اهل زمين را خواسته باشد ، قطعا آن خير يك نوع هدايت و سعادت اهل زمين خواهد بود ، و به همين جهت در شق دوم احتمال خود كه جا داشت بگويند « و يا خير ايشان را » گفتند « و يا رشد ايشان را » مؤيد اين معنا جمله « * ( أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ ) * » است ، كه اشعار به رحمت و عنايت دارد . جنيان در اين كلام خود فاعل اراده رشد را ذكر كردند ولى در جانب شر فاعل را ذكر نكردند و نگفتند : « أشر اراد به من فى الأرض » بلكه فعل اراده را به صيغه مجهول آوردند ، تا هم رعايت ادب را نسبت به خداى تعالى كرده باشند ، و هم فهمانده باشند خداى تعالى شر كسى را نمىخواهد ، مگر آنكه خود انسان كارى كرده باشد كه مستحق شر خدايى شده باشد .